
نشریه علمی فرهنگی اجتماعی مرکز بزرگ اسلامی غرب کشور ؛شماره ۱۰۴،تیرماه۱۳۹۵
اعتماد به نفس و توجه به تولید داخلی
“آنها که این صنعتهای بزرگ را درست کردند، انسان های یک سر و دو گوشی مثل سایر انسان ها هستند، منتها قبل از ما بیدار شدند و ما را خواب کردند، قبل از اینکه ما بیدار شویم آنها بیدار شدند و خودشان را صرف این کردند که با ایادی خودشان مستقیم یا به طور غیر مستقیم ما را غافل کنند، ما را خواب کنند و به ما تزریق کنند به اینکه شما نمیتوانید.”
قبح واردات:
“چقدر برای یک مملکت عیب است و سرشکستگی که دستش را دراز کند طرف آمریکا که گندم بده، کشکول گدائیش را باز کند پیش دشمنش و از او بخواهد که رزقش را بدهد. چقدر برای ما سرشکستگی دارد، تا این ملت بنایش را بر این نگذارد که کشاورزیش را تقویت کند و بسازد به آنکه خودش به دست میآورد، نمیتوانیم استقلال پیدا کنیم”.
برکت محاصره اقتصادی:
“این محاصرهی اقتصادی را که خیلی از آن میترسند، من یک هدیه میدانم برای کشور خودمان؛ برای اینکه محاصره اقتصادی معنایش این است که مایحتاج ما را به ما نمیدهند. وقتی مایحتاج را به ما ندادند خودمان میرویم دنبالش، مهم این است که ما بفهمیم که دیگران به ما چیزی نمیدهند، ما خودمان باید تهیه کنیم”.
اقتصاد اسلامی از منظر امام خمینی (ره)
«رفتن مستکبرین مقدمه است، رفاه مستضعفین یکی از مقاصد اسلام است. رژیم اسلامی مثل رژیمهای مکتبهای مادی نیست، مکتبهای مادی تمام همتشان این است که مرتع درست بشود، تمام همت این است که منزل داشته باشند، رفاه داشته باشند (آنهایی که راست میگویند) . اسلام مقصدش بالاتر از اینهاست. مکتب اسلام یک مکتب مادی نیست، یک مکتب مادی معنوی است. مادیت را در پناه معنویت و اسلام قبول دارد، اسلام برای تهذیب انسان آمده است، برای انسانسازی آمده است. همه مکتبهای توحیدی برای انسانسازی آمدهاند، ما مکلفیم انسان بسازیم.»
عدالت اجتماعی
در پرتو عدالت اقتصادی
«اسلام تعدیل میخواهد؛ نه جلوی سرمایه را میگیرد و نه میگذارد سرمایه آنطور بشود که یکی صدها میلیارد دلار داشته باشد و برای سگش هم اتومبیل داشته باشد و شوفر داشته باشد و …؛ و این یکی که میرود پیش بچههایش نان نداشته باشد. نمیشود؛ این عملی نیست. نه اسلام با این موافق است نه هیچ انسانی با این موافق است» «اسلام برنامهاش است که مابین فقیر و غنی – و نمیدانم – کرد و ترک اینها فرق نگذارد، همه برادر و همه برابر و برای همه است.» «جناب آقاى گورباچف! باید به حقیقت رو آورد؛ مشکل اصلى کشور شما مساله مالکیت و اقتصاد و آزادى نیست. مشکل شما عدم اعتقاد واقعى به خداست، همان مشکلى که غرب را هم به ابتذال و بنبست کشیده یا خواهد کشید.
برچسب:
نویسنده: هستی پورحسین